, , , , ,

نورالله علاقه خاصی به اهل بیت(ع) داشت / همیشه انگشتر عقیق بر دست می کرد

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
گفتگو با خانواده شهید نورالله فخری؛
نورالله علاقه خاصی به اهل بیت(ع) داشت / همیشه انگشتر عقیق بر دست می کرد
در روزهای انتظار و صبوری نام مردان بسیاری در ذهن خطور می کند که هریک نمادی از شجاعت و مردانگی هستند.

به گزارش خبرنگار قومس؛ "مدافعان حرم" عنوانی است که تعدادی برای دفاع  از مقدسات و اعتقاداتشان برای خود برمی گزینند و با اقتدا به مولایشان حضرت سید الشهدا(ع)، تعلقات و وابستگی های دنیوی را رها می کنند و می روند.

شهید  نور الله فخری یکی از شهدای مدافع حرم از گردان فاطمیون است که گفتگوی خبرنگار قومس با برادرو مادر  این شهید بزرگوار در ذیل می آید:

قومس: ابتدا خود را معرفی کنید و بگویید برادر شهید شما چند سال داشت و متولد کجا بود؟

برادر شهید نورالله فخری ازشهدای مدافع حرم، هستم؛ برادرم نورالله 27 ساله و متولد افغانستان بود.

قومس: برادرتان از چند سالگی به ایران آمد و به چه دلیل تصمیم گرفت مدافع حرم شود؟

نورالله از 16 سالگی به ایران آمد او تا کلاس ششم ابتدایی در افغانستان درس خواند ولی به علت جنگهای داخلی نتوانست درسش را ادامه دهد.

نورالله علاقه زیادی به اهل بیت(ع) داشت و در صحبت هایش مدام از ائمه یاد می کرد به همین دلیل تصمیم گرفت برای دفاع ازحرم حضرت زینب (س) به سوریه برود.

قومس: دلیل ازدواج نکردن نورالله چه بود؟

زمانی که او ایران بود، بنایی می کرد ما چندین بار با او تماس گرفتیم و ازاو خواستیم تا به افغانستان بیاید و برایش همسری بگیریم، ولی هر بار به بهانه ای شانه خالی میکرد و آخر هم ازدواج نکرد.

قومس: خصوصیات اخلاقی برادرتان چگونه بود؟

برادرم فردی بسیار مومن و متدین بود، به پدر و مادر و خانواده اش بسیار احترام می گذاشت و ورزشکار هم بود.

مادر شهید:

فرزندم همیشه انگشتر عقیق بر دست می کرد و علاقه خاصی به ائمه(ع) داشت.

 

قومس:  علت علاقه فرزندتان به انگشتر عقیق چه بود؟

نورالله همیشه انگشتری از عقیق بر دست می کرد ومی گفت: در این سنگهای زیبا و درخشان حکمتی از سوی پروردگارنهفته است.

قومس: رابطه ی فرزندتان با شما چگونه بود؟

پسرم بسیار مهربان و با نماز بود، احترام خاصی برای پدر و مادرش قائل بود، هرگز با من یا پدرش تندی نکرد، علاقه خاصی هم به ائمه و اهل بیت داشت.

قومس: آیا زمانی که شما متوجه شدید نور الله می خواهد به سوریه برود مخالفت نکردید؟

نورالله همیشه از علاقه اش به اهل بیت می گفت، قبل از رفتنش چند بار به من گفته بود که دفاع از حرم خواهر امام حسین(ع) وظیفه ی ماست؛ من هم به علاقه ی او احترام گذاشتم و برای رفتن مانعش نشدم. موقع خداحافظی به من گفت: مادر اگر من شهید شدم صبور باش و برایم ناراحتی نکن.

قومس: هنگامی که خبر شهادت فرزندت را شنیدی چه احساسی داشتی؟

فرزندم 25 روز بعد از اعزام در حومه ی شهر حلب به شهادت رسید، برادرم خبر شهادتش را برایم آورد، جنازه ی نورالله را دو هفته نگه داشتند تا ما از افغانستان بیاییم و او را ببینیم.

وقتی خبر شهادتش را شنیدم هم خوشحال شدم هم ناراحت؛ ناراحت شدم چون دیگر فرزندم را نمی بینم و خوشحال شدم که نورالله به آرزویش رسید.

 

 

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.

شماره پیامک : 10001393 پست الکترونیک : ghomess@chmail.ir

تمامی حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی قومس می باشد

طراحی شده توسط گروه نرم افزاری صددروازه